X
تبلیغات
...ضامــــــــــن آهــــــــــو...

یا امام رضا(علیه السلام)
دوست دارم صدات کنم، تو هم منو نگاه کنی 
من تورونگات کنم، تو هم منو صدا کنی 
قربون صفات برم، از راه دوری اومدم 
جای دوری نمیره، اگه منو نگاه کنی 
دل من زندونیه، تویی که تنها میتونی 
این قفس رو وا کنی، پرنده رو رها کنی 
میشه کنج حرمت، گوشه قلب من باشه 
میشه قلب منو مثل گنبدت طلا کنی 
تو غریبی ومنم غریبم 
اما چی میشه دل این غریبه رو با خودت آشنا کنی 
دوست دارم تو ایوون آیینت از صبح تا غروب 
من باهات صفا کنم، تو هم منو دوا کنی 
دلمو گره زدم به پنجرت دارم میرم 
دوست دارم تا برمی گردم گره ها رو وا کنی 
دوست دارم از حالا تا صبح محشر 
همه شب من رضا رضا بگم، تو هم منو رضا کنی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1391;ساعت 11:13;  توسط فاطمه;  | 

به حلقه های ضریحت دلم گره خورده...

گره گشای من،این بار این گره مگشای...



ماییم و اسیر غمت دیگر هیچ
دلداده خاک قدمت دیگر هیچ

مارا همه شوق کفشداریه تو بس

در صحن و سرای حرمت دیگر هیچ

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391;ساعت 20:24;  توسط فاطمه;  | 

چشمه‌هاي خروشان تو را مي‌شناسند

موج‌هاي پريشان تو را مي‌شناسند

پرسش تشنگي را تو آبي، جوابي
ريگ‌هاي بيابان تو را مي‌شناسند

نام تو رخصت رويش است و طراوت
زين سبب برگ و باران تو را مي‌شناسند

از نشابور بر موجي از "لا" گذشتي
اي كه امواج طوفان تو را مي‌شناسند

اينك اي خوب، فصل غريبي سر آمد
چون تمام غريبان تو را مي‌شناسند

كاش من هم عبور تو را ديده بودم
كوچه‌هاي خراسان، تو را مي‌شناسند

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1391;ساعت 11:35;  توسط فاطمه;  | 

جوایز جشنواره:  

جوایز نخستین جشنواره ی بزرگ وبلاگ نویسی "افق آینده" به شرح زیر خواهد بود:

•   لپ تاپ •  تبلت •  کمک هزینه ی سفرهای زیارتی •  سکه ی بهار آزادی•  دوربین دیجیتالی •  میزبانی فضای وب و دامنه •  و ده ها جایزه ی نقدی و اقلام فرهنگی


شایان ذکر است که علاوه بر هدایای فوق، به نفرات اول تا پنجم جشنواره، تندیس "افق آینده" و به تمامی وبلاگ های برگزیده ی داوری، لوح سپاس تقدیم خواهد شد. ...


جهت کسب اطلاعات بیشتر روی تصویر کلیک کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391;ساعت 23:42;  توسط فاطمه;  | 


 
 
 

و من گریخته ام؛

  و در پی من صیادها؛

    و فرا رویم دام ها؛

        یا ضامن آهو؛

          من یقین دارم دستان تو تنها سهم آهو نیست ...


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا «علیه السلام»
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم تیر 1391;ساعت 15:55;  توسط فاطمه;  | 

 


امام رضا فرمودند :

مَنْ لَمْ يَقْدِرْ عَلى مايُكَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ،
 فَلْيَكْثُرْ مِنْ الصَّلوةِ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ،
فَإ نَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْما.



فرمود: كسى كه توان جبران گناهانش را ندارد،
زياد بر حضرت محمّد و اهل بيتش عليهم السلام صلوات و درود فرستد،
كه همانا گناهانش اگر حقّ الناس نباشد محو و نابود گردد.

                                   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390;ساعت 17:29;  توسط فاطمه;  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390;ساعت 17:25;  توسط فاطمه;  | 

  

همیشه از حرمت، بوی سیب می آید

صدای بال ملائک، عجیب می آید!

سلام! ضامن آهو، دلِ شکستهِ ی من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید

طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست.
کبوتر دل من، بی شکیب می آید

برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله «امّن یُجیب» می آید ...

     السلام علیک یا سیدنا و مولانا یا اباالحسن یا علی ابن موسی الرضا علیه السلام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390;ساعت 17:23;  توسط فاطمه;  | 

                         


از برکت دعای تو باران گرفته است

یک شهر مرده با نفست جان گرفته است

بوی بهشت گمشده در توس می وزد

یا نه! هوای توست که جریان گرفته است ...


السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا

السلام علیک یا شمس الشموس

السلام علیک یا غریب الغربا

السلام علیک یا امام الرئوف

جملات زیبا گیله مرد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390;ساعت 17:1;  توسط فاطمه;  | 

مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو میزبان ما هستی؛ تو میزبان گریه‌ها و نیازها؛ غم‌ها و دلتنگی ‌های ما هستی.

 

تو كه غریبی را احساس كرده‌ای! حال غریبه‌ها به آستان كرم تو چشم دوخته‌اند و به دستان پر مهرت توسل كرده‌اند.

مولای من! می ‌خواهم از زائرانی بگویم كه جاده به جاده و شهر به شهر گذشته ‌اند تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند.

مولای من! می خواهم از سنگ فرش آستان مقدّست بگویم كه سجده ‌گاه قدوم مهمانانت شده است؛ از كبوتران عاشقی كه گرداگرد حرم پاک تو می ‌چرخند و تو را طواف می ‌كنند؛ از نسیم بگویم كه بیرق گنبدت را بوسه ‌باران می كند و عطر دلربای تو و اشک تمنای زائرانت را به اوج افلاک می برد.

مولای من! می ‌خواهم از آسمان بگویم كه هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانیه از تو جان می ‌گیرد و در پیشگاه شكوه تو جان می ‌دهد.

ای آفتاب مهربانی! می ‌خواهم از خورشید بگویم كه هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ می ‌زند و از ضریح تو نور می ‌گیرد.

ای حجت خدا ! خوش به حال جاده كه از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را می ‌شكند و خاک پایشان را به سینه زخم‌آلود خود می ‌زند كه عمری است از طواف تو جا مانده است.
خوش به حال رواق‌ها، درها و دیوارهایی كه از نفس مهمانانت پِر می ‌گیرند و به ضریح پاک تو می ‌رسند. خوش به حال مناره ‌ها وكاشی ‌ها!

این شعرو تقدیم میکنم به همه ی عاشقان امام رضا که دوست دارن تو حرم آقا علی ابن موسی الرضا باشن:

قد هزار تا آسمون كبوتراتو دوس دارم، وقتی میام امام رضا سوغاتی گندم میارم/ وقتی میام به مشهدت داغ دلم تازه میشه، دلم میره كرببلا غصه بی اندازه میشه/ تنگ میشه تا دلم برات عكس حرم رو می گیرم، تو خیالم میام پیشت كنار گنبد می شینم/ دنیا بدون مشهدت از خونمون كوچک تره، وا نمیشه دلم آقا با صد هزارتا پنجره/ بس كه به مشهد اومدم جاده ها باهام رفیق شدن، چرا نمی رسم به تو ثانیه ها دقیق شدن/ دلم برای صحن تو نگاه بكن پر می زنه، این دفعه كه من اومدم نگو كه وقت رفتنه/ امید دارم كه من بیام دوباره پاكم بكنی، تو صحن اسماعیل طلا یه گوشه خاكم بكنی...


                           

 




+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390;ساعت 16:45;  توسط فاطمه;  | 


وسلام نام خداست....

نایت اسکین

دستت را می گذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته شروع می کند

به جوانه زدن...

سلام می کنی چشمت مست تماشای گنبد طلا می شود...

بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام رضا

و احساس تازگی اندیشه های خسته ات را فرا می گیرد...

زیر لب زمزمه می کنی یا ضامن آهو یا غریب الغربا حواست به من هست؟

دلت را جا گذاشتی در حرم و گره اش زدی به ضریح امام رضا...


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390;ساعت 16:36;  توسط فاطمه;  | 

                                            

نمونه‏اي ديگر از وسعت علم و کمال امام رضا عليه‏السلام اين است که  مي‏توانست به تمام زبانها سخن بگويد. ابواسماعيل سندي مي‏گويد: هنگامي که در هندوستان بودم، شنيدم که خداوند يک حجت عرب زبان دارد، بنابراين از وطن خارج شدم و رفتم تا او را ببينم. مرا به سوي امام رضا عليه‏السلام راهنمايي کردند تا به نزدش رسيدم. من قادر به صحبت کردن به زبان عربي نبودم، بنابراين به زبان هندي به امام سلام کردم، ولي حضرت به زبان خودم سلامم را پاسخ گفت. باز به زبان هندي از او پرسيدم و او پاسخ مرا به زبان خودم داد. عرض کردم: چون شنيدم خداوند حجت عرب زباني دارد، از شهر خود به طلب شما بيرون آمدم تا زيارتتان نمايم.  
امام به من فرمود: من همان هستم که دنبالش بودي. بپرس از من آنچه را که مي‏خواهي.  
من هم سؤالاتي درباره‏ي مسائل مختلف از امام کردم و او پاسخ مرا به زبان خودم فرمود
ابوالصلت هروي مي‏گويد: امام رضا عليه‏السلام با مردم به زبان خودشان سخن مي‏گفت. من در مورد اين فضيلت از آن حضرت پرسيدم و او پاسخ داد: اي ابوالصلت، من حجت خدا بر آفريدگانش هستم و خدا حجتي را که با زبان مردم آشنا نباشد، براي آنها تعيين نمي‏کند. آيا تو کلام اميرالمؤمنين را نشنيده‏اي که مي‏فرمود: «به ما قضاوت صحيح و کامل عطا شده است»؟ آيا اين علم به زبانها نيست؟
ياسر خادم روايت کرده است: دو نفر از اهالي روم و اسلاو در خانه‏ي ابوالحسن الرضا عليه‏السلام ميهمان بودند. امام به آنها بسيار نزديک بود و هنگامي که اين دو با يکديگر صحبت مي‏کردند، حضرت متوجه شد که به زبان رومي و اسلاوي مي‏گويند:از ما در وطن خود هر ساله ديدار مي‏شد ولي اينجا
 کسي به ديدن ما نمي‏آيد.  
لذا امام رضا عليه‏السلام صبح روز بعد، فردي را براي ديدن آنها فرستاد
شيخ محمد بن الحسن در رابطه با اين صفت امام رضا عليه‏السلام شعري سروده که معناي آن چنين است: «و علم او به تمام زبانها، واضح ترين اعجاز و علامت است.»

منبع:کتاب پژوهشی دقیق در زندگانی امام علی بن موسی الرضا

                           

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390;ساعت 15:3;  توسط فاطمه;  | 

حضرت داراي شاگردان بسياري بودند که چون پروانگان بر گرد شمع وجود آن بزرگوار اجتماع مي‏کردند و از درياي علوم و معارف ايشان سيراب مي‏شدند. در ذيل، به طور اختصار به ذکر چند نفر از آنان مي‏پردازيم.

زکریا بن آدم

او اهل قم، و از اصحاب برجسته‏ي امام رضا عليه‏السلام و نزد ايشان داراي مقام و منزلتي خاص بود. «علي بن مسيب همداني» مي‏گويد: به امام عليه‏السلام عرض کردم که راهم دور است و همه وقت نمي‏توانم به محضر شما شرفياب شوم؛ احکام دينم را از چه کسي بپرسم؟ امام فرمودند: از «زکريا بن آدم قمي» بياموز که در امر دين و دنيا، امين و مورد اعتماد است.
يکي از توفيقات زکريا اين بود که يک سال از مدينه تا مکه و در اعمال حج، همسفر و مصاحب امام رضا عليه‏السلام بود.
شيخ کشي به سند معتبر روايت مي‏کند که زکريا بن آدم گفت: يک شب تا طلوع فجر که امام برخاست و نماز فجر خواند، با امام عليه‏السلام مذاکره‏ي علوم و اسرار داشتم. 
 


 

مرقد شريف زکريا بن آدم در قبرستان شيخان شهر مقدس قم داراي بارگاه است و زيارتگاه زائران مي‏باشد.

حسن بن محبوب

يکي از شاگردان برجسته و نزديک امام رضا عليه‏السلام بود که او را با کنيه‏ي «ابوعلي بجلي کوفي» مي‏خواندند. وي در سال 224 ه. ق در سن 75 سالگي وفات نمود. حضرت رضا عليه‏السلام در شأن او فرمودند:
همانا خداوند به حکمت خود تو را تأييد کرد و زبانت را گويا ساخت. به راستي که نيکو عمل کردي و به حقيقت رسيدي؛ خداوند تو را به رشد و کمال هدايت فرمايد، خير و سعادت را براي تو آسان گرداند، و در راه اطاعت و بندگي توفيق بخشد.
حسن بن محبوب کتاب‏هاي زيادي که حاوي علوم و روايات آل محمد صلي الله عليه و آله است، تأليف کرده است.

نایت اسکین

محمد بن اسماعيل بن بزيع

او از صلحاي جامعه‏ي شيعه و از اصحاب امام رضا عليه‏السلام است. مقداري از عمر خود را نيز در محضر حضرت جواد عليه‏السلام بوده است. دو کتاب به نام‏هاي «کتاب ثواب الحج» و «کتاب الحج» تأليف نموده است.
حسن بن خالد الصيرفي مي‏گويد: با عده‏اي در محضر امام رضا عليه‏السلام نشسته بوديم؛ ناگهان صحبت محمد بن اسماعيل بن بزيع به ميان آمد.
امام عليه‏السلام فرمودند: دوست داشتم که مثل او نيز در ميان شما وجود داشته باشد.

منبع:کتاب نگرشی نو بر ابعاد زندگانی امام هشتم از سید حسین اسحاقی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم بهمن 1390;ساعت 15:0;  توسط فاطمه;  | 

جایگاه حضرت معصومه(س) از نگاه امام رضا(ع)در میان فرزندان پسر امام موسی کاظم(ع) هیچکدام همسنگ حضرت امام رضا(ع) نبودند و در میان دخترانشان، محدث گرانقدر مرحوم حاج شیخ عباس قمی به هنگام بحث از دختران حضرت موسی بن جعفر(ع) می نویسد: «برحسب آنچه به ما رسیده، اَفضل آنها سیده جلیله معظمه، فاطمه بنت امام موسی کاظم (ع) معروف به حضرت معصومه (س) است» (منتهی ال؛مال ج 2 ، ص 241 )

آن بانوی آسمانی مقامی رفیع داشتند که ائمه معصومین از ایشان با جلالت و عظمت تجلیل و تکریم نموده اند. بطوری که حتی پیش از ولادت پدر بزرگوارش، نام ایشان بر زبان بعضی از ائمه طاهرین آمده، و از مقام والای ایشان سخن گفته اند. امام صادق(ع) در روایتی فرمودند: ... بانویی از فرزندان من به نام «فاطمه» دختر موسی، در آن جا رحلت می کند، که با شفاعت او همه شیعیان ما وارد بهشت می شوند» ( بحارالانوار ج 6 ، ص 216 )


فضایل حضرت معصومه(س)

شرافت خانوادگی:

انتساب ایشان به بیت وحی، رسالت و امامت نشان از شرافت و اصالت خانوادگی آن حضرت است.

امام رضا(ع) در زیارتنامه به شرافت نسبی حضرت معصومه(س) و نسبت ایشان با چهارده معصوم(ع) اشاره فرمودند. که از جمله آن موارد: «بنت رسول ا...» و «بنت ولی ا...» و «اخت ولی ا...؛ خواهر معصوم» و «عمه ولی ا...» است، که وجود این امر را می توان سرچشمه سایر فضائل و کمالات معنوی و روحانی آن بانوی آسمانی دانست. افزون بر آن، زندگی در خانه و تربیت توسط پدر بزرگوارش امام موسی کاظم(ع) و همچنین زندگی در کنار برادرش حضرت رضا(ع) سبب شد، تا از تعالیم عالیه و الهی آن رهبران الهی بهره مند شوند. بنابراین، می توان آن بانوی بزرگوار را یکی از بهترین الگو و اسوه ها و نموداری از فضایل اهل بیت (ع) دانست.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مهر 1390;ساعت 13:41;  توسط فاطمه;  | 

اي زمزمه‌ام تشنه‌ي آن زمزم جاريت/
بگذار بباريم بر اين صحن بهاريت/
در هر مژه بر هم زدني، ذکر تو داريم/
اشک آمده امروز به تسبيح‌شماريت/
پروانه و نور است و، نگاه من و حيرت/
ما هر دو گرفتار در اين آينه کاريت/
گرگ است و بيابان و تگرگ است و خيابان/
زانو زده بر پاي تو آهوي فراريت/
آقا! شب عيد آمده و اين عجمي را/

در سوز زمستان خودش وا مگذاريد!

نایت اسکین
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1390;ساعت 6:26;  توسط فاطمه;  | 

امام رضا (ع) :

لا یتم عقل امرء مسلم حتی تکون فیه عشر خصال ، الخیر منه مأمول ، و الشر منه مأمون ، یستکثر قلیل الخیر من غیره ، و یستقل کثیر الخیر من نفسه ، لا یسأم من طلب الحوائج الیه ، و لا یمل من طلب العلم طول دهره ، الفقر فی الله احب الیه من الغنی ، و الذل فی الله احب الیه من العز فی عدوه ، و الخمول أشهی الیه من الشهرة . ثم قال ( ع ) : العاشرة و ما العاشرة ! قیل له : ما هی ؟ قال ( ع ) : لا یری أحدا الا قال : هو خیر منی و أتقی

 

عقل شخص مسلمان تمام نیست ، مگر این که ده خصلت را دارا باشد : از او امید خیر باشد ، از بدی او در امان باشند ، خیر اندک دیگری را بسیار شمارد ، خیر بسیار خود را اندک شمارد ، هرچه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود ، در عمر خود از دانش طلبی خسته نشود ، فقر در راه خدایش از توانگری محبوبتر باشد ، خواری در راه خدایش از عزت با دشمنش محبوبتر باشد ، گمنامی را از پرنامی خواهانتر باشد . سپس فرمود : دهمی چیست و چیست دهمی ! به او گفته شد : چیست ؟ فرمود : احدی را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزگارتر است .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390;ساعت 13:6;  توسط فاطمه;  | 

                                         حقیقت شب های قدر, معنی قدر, دانستنی های شب قدر

 

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(۱) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(۲) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏۳) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (۴) . . .

بنابر دیدگاه حکمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و کتاب نیست. جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « … قدر به معناى اندازه و تعیین است… حوادث جهان … از آن جهت که حدود و اندازه و موقعیت مکانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(۵) پس در یک کلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست که شامل شکل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مکانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان که در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (۶) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(۷)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390;ساعت 13:4;  توسط فاطمه;  | 

امام رضا(علیه السلام) در فلسفه و دلائل وجوب روزه مى‏فرماید: «انما امروا بالصوم لكى یعرفوا الم الجوع و العطش، فیستدلوا على فقر الآخرة، و لیكون الصائم خاشعا ذلیلا مستكینا ماجورا و محتسبا عارفا، صابرا على ما اصابه من الجوع و العطش، فیستوجب الثواب مع ما فیه من الامساك عن الشهوات و یكون ذلك واعظا لهم فى العاجل و رائضا لهم على اداء ما كلفهم و دلیلا لهم فى الآجل و لیعرفوا شدة مبلغ ذلك على اهل الفقر و المسكنة فى الدنیا فیؤدوا الیهم ما افترض الله لهم فى اموالهم‏»

وقتى از حضرت درباره فلسفه روزه مى‏پرسند، مى‏فرماید: همانا (مردم) مامور به روزه شدند تا بشناسند درد و ناگواریهاى گرسنگى و تشنگى را، و آنگاه استدلال كنند بر سختیهاى گرسنگى و تشنگى و فقر آخرت، (كه پیامبر صلى الله علیه و آله در خطبه شعبانیه مى‏فرمود: و اذكروا بجوعكم و عطشكم جوع یوم القیمة و عطشة، یاد آورید از گرسنگى و تشنگى روزه داریتان گرسنگیها و تشنگیهاى روز قیامت را، كه این یادآورى انسان را به فكر تدارك قیامت مى‏اندازد كه تا سعى كند، جد و جهد بیشترى در كسب رضاى خداوند و كمك به مخلوق ضعیفش بنماید و آنان را از امكانات مادى و غیر مادى خویش بهره‏مند سازد).

(آنگاه امام علیه السلام خصوصیات صائم را این چنین توصیف مى‏فرماید) و هر آینه روزه‏دار باید (به پیشگاه خداوند) بنده‏اى خاشع و ذلیل و داراى استكانت و وقار باشد، (و خود و عمل خویش را) ماجور و مثاب دانسته، (و بداند كه اعمال و زحماتش) به حساب مى‏آید، (و نادیده گرفته نمى‏شود) و در همه حال به آنچه كه انجام مى‏دهد از عبادات عارف باشد، و بر آنچه كه از گرسنگى و تشنگى به او مى‏رسد صبر كند، و در آن هنگام با امساك از شهوات (و پیروى نكردن از نفس اماره بسوء) مستوجب ثواب فراوانى مى‏شود، (و خداوند اجر و ثواب عبادت روزه‏داریش را به او مرحمت‏خواهد فرمود) و این اوصاف حمیده (كه براى صائم ذكر شد) واعظ خوبى براى روزه‏داران در دنیا خواهد شد، (كه اثرات وضعى این اوصاف كاملا در چهره و اعمال و رفتار آنان مشهود خواهد گشت) و رائض و راغب است‏بر روزه‏داران بر اداء آنچه كه مكلف به آنند و راهنماى خوبى براى آنان است در عالم عقبى، و آنان باید بشناسند شدت و اهمیت مشكلات فقرا و بیچارگان را كه تا رحمت آورند بر فقراء و مساكین در دنیا، سپس اداء نمایند حقوق آنان را كه خداوند در اموالشان مقرر فرموده است. (یعنى اینطور نباشد كه خود خوب بخورند و بپوشند و دیگران گرسنه باشند).

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1390;ساعت 13:2;  توسط فاطمه;  | 

سلام بر تو ای هشتمین امام
ای کریمی که نسیم مهرت هم پاکدامنان و عابدان را می نوازد و هم گنهکاران را .
رحمت تو چون دریای ناپیداکرانی است که هم آلوده کنندگان را می پذیرد و هم پارسایان را و چه زیبا سروده اند :
بود رحمتش بیکران همچو دریا
هم آلوده، هم پارسا می پذیرد
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

 یکی از این عناصر خیر و برکت در حیات خانوادگی و اجتماعی از دیدگاه امام رضا ( ع ) صداقت و یکرنگی بین اعضای خانواده و مبارزه با آفت خانمان برانداز "دروغ" است .

انسان موجودی است اجتماعی و به ناچار به تعاون و همکاری دیگران نیازمند است . فرد دروغگو از فواید حیات اجتماعی محروم است، زیرا امتیاز زندگی انسان به بیان و سخن است و وقتی سخن کسی دروغ باشد زندگی او باطل است. چون فرد دروغگو به توهم این که راز او فاش نمی شود و به خیال این که همه جا می تواند عمل خود را بر خلاف حقیقت جلوه دهد از انجام هرکاری پروایی ندارد و بی باکانه مرتکب هر گناهی می شود .


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390;ساعت 6:47;  توسط فاطمه;  | 

در نوشتار زیر تفاوت میان اقامه دین و دین داری و به عبارت دیگر مفهوم احیای امر دین از دیدگاه امام رضا(علیه السلام) تبیین و تشریح شده و تأکید گردیده که دین بی ولایت و نظام ولایی هیچ نقش و تأثیری در رهایی انسان از آتش دوزخ نخواهد داشت. با هم آن را می خوانیم.

مفهوم امردین

بی گمان یکی از مسئولیت ها و وظایف مؤمنان، زنده نگه داشت امر دین است. امر دین به معنای مجموعه ای از آموزه های اجتماعی دین است. اگر دین به معنا و مفهوم مجموعه ای از گزاره های معرفتی و دستوری برای شناخت موقعیت خود در هستی و کوتاه ترین و آسان ترین راه رسیدن به کمال مطلق، مجموعه ای که مرتبط با امور اجتماعی و هنجاری جامعه است امر دین است در دین همواره سخن از دو وظیفه مختلف ولی در راستای یک دیگر است. بخشی که انسان را با خود و خدا و هستی آشنا می سازد و برانسان است که با شناخت خود و خدا و هستی اعمال و رفتاری را انجام دهد که وی را به کمال برساند و تزکیه نفس و تکامل شخصیتی بیابد و بخشی دیگر که به عنوان اقامه دین از آن تعبیر می شود.
بسیاری از اوقات درباره قیام حضرت ابی عبدالله شنیده شده که آن حضرت برای اقامه دین و احیای سیره جدش و نیز اقامه نماز و زکات و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد. پرسش این است که اقامه دین و یا نماز چه تفاوتی با نمازگزاری دارد؟ مگر نه این است که در زمان معاویه و حتی یزید مردم به مساجد می رفتند و نماز را اقامه می کردند و نمازهای جماعت، پرجمعیت و انبوه برگزار می شد؟ پس چرا آن حضرت قیام خویش را به اقامه نماز و یا زکات مرتبط می سازد؟ مگر نه این است که در همه زمان های عصر نخستین اسلام در مدینه زکات و نماز بوده است ولی چه شد که امام این گونه دعوت خویش را توجیه می کند و به آن دلیل و مشروعیت می بخشد.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390;ساعت 6:43;  توسط فاطمه;  | 

"رافت" در آستان تو تفسیر می­شود
دل با خیال حسن تو تسخیر می­شود
صدها هزار نامه آلوده از گناه
با یک نگاه عفو تو تطهیر می­شود
پیش از اجل به خانه چشمم قدم گذار
تعجیل کن! فدات شوم! دیر می­شود
حتی سکوت در حرم تو عبادت است
اینجا نفس به یاد تو تکبیر می­شود
اینجا اگر کبوتر دل آید از بهشت
اطراف گندم تو زمین گیر می­شود
دیوانه می­شود دل عاقل در این حرم
دیوانه ای که عاشق زنجیر می­شود
صیاد را به نیم نگهت صید می­کنی
آهو به یک ضمانت تو شیر می­شود
***استاد حاج غلامرضا سازگار***

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390;ساعت 6:36;  توسط فاطمه;  | 

بهترين خاطره من از مشهد مقدس اين است كه وقتى براى اولين بار به مشهد رفتم، وارد حرم امام رضا كه شديم، آن قدر درهاى حرم و خود حرم بزرگ بود كه من به پدرم گفتم: بابا! اين جا قصر است؟ و پدرم خنده اى كرد و گفت: نه پسرم، اين جا قصر نيست، حرم امام رضا(ع) است، امام هشتم ما.
بعد وارد حرم شديم. پدرم برايم توضيح داد كه چرا به اينجا مى آيند و چطور جايى است. وقتى كه با آنجا آشنا شدم آرام به طرف حرم امام نزديك شدم و بيست تومان داخل آن انداختم و از امام رضا خواستم كه نماز را ياد بگيرم، چون من هر چقدر با پدرم تمرين مى كردم ياد نمى گرفتم. ولى با اين دعا كردن احساس كردم مى توانم ياد بگيرم.

آرام كنار كتابخانه اى كه كنار مهرها بود رفتم و نشستم و يك كتاب يادگيرى نماز برداشتم و از روى آن خواندم، بعد احساس كردم كه با يك بار خواندن ياد گرفتم. به پدرم گفتم: بايستيد و به نماز خواندن من گوش كنيد، ببينيد درست مى خوانم يا نه. من هم كمى بلند خواندم. در پايان نماز، چون وضو هم گرفته بودم و نماز ظهر را هم خوانده بودم، پدرم به من گفت: قبول باشد. آفرين درست خواندى پسرم! و در آن لحظه من احساس راحتى فراوانى كردم.

عليرضا عارفى مقدم، 12 ساله، تهران

رؤيا در بيدارى                                        * * *
من كه الآن 10 ساله هستم سه دفعه موفق شده ام همراه بابا و مامانم به مشهد مقدس بروم. از اين سه دفعه، دفعه آخر كه به مشهد رفتيم، پارسال تابستان بود. بهترين خاطره من كه اكنون برايتان تعريف مى كنم در همين سفر آخر برايم اتفاق افتاد.
درست روز آخر بود كه براى آخرين بار دست بابام را گرفتم و با هم به طرف حرم حركت كرديم. قلبم پر از شادى بود و تند تند مى زد. مى خواستم هر چه زودتر به حرم امام برسم. خلاصه، همراه بابام وارد حرم شدم. خيلى شلوغ بود. اصلا فكر نمى كردم كه بتوانم به ضريح نزديك شوم. دست بابام را محكم گرفته بودم. بابام زيارت حضرت رضا را زير لب زمزمه مى كرد و من هم گوش مى دادم. بابام مهر نماز را برداشت و شروع كرد به خواندن نماز. در همين موقع نگهان خادمين اعلام كردند كه همه از حرم بيرون بروند. فكر مى كنم مى خواستند حرم را تميز كنند. مردم دسته دسته از حرم دور مى شدند، ولى بابام هنوز مشغول نماز خواندن بود. من كه جلوى بابام نشسته بودم در يك لحظه ديدم هيچكس اطراف ضريح امام نيست. فورا به طرف ضريح دويدم. در يك لحظه فكركردم كه خدا را به من داده اند. از خوشحالى دائم ضريح را مى بوسيدم و به آن دست مى كشيدم و صلوات مى فرستادم. فكر مى كردم كه خواب مى بينم. ولى واقعا خواب نبودم، بيدار بودم... بله بيدار بودم و به آرزويى كه در دو سفر قبل نرسيده بودم، در سفر سوم خود به مشهد، آن هم در روز أخر، رسيدم. أرزويى كه براى هر كسى كم اتفاق مى افتد.

محمدعلى مجيدى كوهبنانى ، 11 ساله، كوهبنان كرمان
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390;ساعت 13:16;  توسط فاطمه;  | 

                                 
 
 
در جاهليت قرن بيستم، نهضت تو بعثتي بود، براي كاشتن بذرايمان، اعتماد ، آزادي و استقلال در ذهن و دل امت اسلام .
صدايت، فريادي بود، عليه بت هايي جديد و مشركان اين روزگار!
و كلامت،" آيه" هايي كه در "حرا" ي خودسازي ، بر دلت تابيده بود .
و پانزده خرداد، جلوه اي از" فاصدع بـِما تـُؤمر" كه خشم طاغوت ها را برانگيخت .
زنداني شدنت ، دوران تلخ " شعب ابي طالب" بود .

و تبعيد تو و يارانت، هجرت به حبشه!
سالي كه مصطفايت را دادي ، " عام الحزن" تو بود .
و عزيمت به پاريس، هجرت مجددي بود كه در آنجا ياران مهاجر و انصارت در عقبه هاي غربت، با تو بيعت كردند.
امت در ايران ، انصار تو بودند كه نزول و آمدنت را به " يثرب انقلاب"، انتظار مي كشيدند.
انتظار به سر آمد.

ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390;ساعت 15:16;  توسط فاطمه;  | 

نیایش رضوی در حمد خداوند بر نعمت ها

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذى حَفِظَ مِنّا ما ضَيّعَ النّاسُ، وَ رَفَعَ مِنّا ما وَضَعُوهُ، حتّي قَدْلُعِنّا علي مَنابِرِ الْكُفْرِ ثَمانينَ عاماً، وَ كُتِمَتْ فَضائِلُنا، وَ بُذِلَتِ الاَْمْوالُ فِى الْكِذْبِ عَلَيْنا، وَ الله تعالي‏ يَاْبي‏ لَنا إلّا اَنْ يُعلي ذِكْرَنا وَ يُبَيّنَ فَضْلَنا.
وَالله ما هذا بِنا، وَ اِنّما هُوَ بِرَسوُلِ الله وَ قَرابَتِنا مِنْهُ، حتّي ‏صارَ اَمْرُنا وَ ما نَرْوى عَنْهُ اَنّهُ سَيَكوُنُ بَعْدَنا مِنْ اَعْظَمِ آياتِهِ وَ دَلالاتِ نُبُوّتِهِ
.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1390;ساعت 4:40;  توسط فاطمه;  | 


شيخ صدوق از قول ابراهيم بن العباس گفته است
هرگز نديدم كه حضرت ابوالحسن الرضا كسي را با سخنان خويش آزار دهد و نديدم كه هرگز سخن كسي را قطع كند يعني در ميان سخن او سخني بگويد تا سخن گوینده تمام شود و حاجت مردم را تا جایی که در توانش بود، برآورده می کرد و در مجلس مقابل همنشین خود،تكيه نفرمود و پایش را دراز نکرد.هيچ وقت نديدم او را كه به يكي ازغلامان خود فحش دهد و هرگز نديدم كه آب دهان خود را دور افكند و هيچ گاه نديدم كه قهقهه كند بلكه خنده او تبسم بود و چون خلوت ميفرمود و سفره غذا مقابل ایشان پهن می نمودند، همه اهالی خانه را سر سفره مينشاند، حتي دربان و ميرآخور نیز با ایشان طعام ميل ميفرموند و عادت وي اين بود كه شبها كم ميخوابيد و بيشتر شبها از اول شب تا صبح بيدار بود و روزه بسيار ميگرفت، آن حضرت پنهانی بسيار احسان ميكرد و صدقه ميداد. بيشتر صدقات او در شبهاي تار بود. (منتهي الآمال – جلد 2 – حاج شيخ عباس قمي ص 340- 341).


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390;ساعت 14:4;  توسط فاطمه;  | 

امامت کانون هدایت و بالندگی است. امام کسی است که بیش از دیگران و حتی خود انسان، دغدغه هدایت و کمال‎یابی او را دارد. امام در حقیقت پاسدار حرمت انسانی انسان است و مدافع حقوق مسلم او. آدمی در کنار امام به یک آرامش روحانی و مطلق دست پیدا می‎کند و هویت خویش را در پرتو نورانیت او باز می‎یابد. امامتِ دینی نورآفرین است و در بن‎بست‎ها و تاریکی‎ها، چراغ راه گم‎کردگان است. امامتِ دینی راهبر انسان به سوی معرفت حقیقی و اعتدال مطلوب در جریان زندگی است و جامعه‎ای که پذیرای آموزش‎های امام باشد، هرگز در ایستگاه بی‎خبری و سرگردانی متوقف نمی‎ماند. بالندگی، پویایی، شادابی و سرزندگی، از مختصات و ثمرات امامتِ دینی است. ما از گستره وجوه امامت یک موضوع را برگزیدیم و نام آن را ظرائف اخلاقی در سیره رضوی نهاده‎ایم و نمونه‎هایی از سیره رفتاری امام رضا علیه‎السلام را گرد آوردیم تا حقایقی که پیش از این گفتیم، همه مستند به رفتار خود امام باشد.

داستان کرامت و ارج نهادن به حقوق انسانی از دیرباز مطمح نظر اندیشمندان، فیلسوفان و عالمان در فرهنگ‎های مختلف بوده است. در نگاه دینی و قرآنی به ویژه دین اسلام این موضوع به صورت خیلی جدی و ریشه‎ای مورد عنایت قرار گرفته است.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390;ساعت 9:30;  توسط فاطمه;  | 

رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

« ستدفن بضعة منى بخراسان ما زارها مكروب الا نفس الله كربته ولا مذنب الا غفر الله ذنوبه» (1) ؛ پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هیچ گرفتار و گنه‏كارى او را زیارت نكند جز این كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد و گناهانش را ببخشاید.

 

امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

«ان لكل امام عهدا فى عنق اولیائه و شیعته و ان من تمام ‏الوفاء بالعهد و حسن الاداء زیارة قبورهم » (2) ؛ هر امام و رهبرى، عهد و میثاقى بر پیروان و دوستدارانش دارد و همانا یكى از اعمالى كه نمایانگر وفادارى و اداى میثاق است، زیارت آرامگاه آنان است.

 

امام رضا علیه السلام می‎فرماید:

«من زارنى على بعد دارى و مزارى اتیته یوم القیامة فى ثلاثة‏ مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایرت الكتب یمیناً و شمالاً و عند الصراط و عند المیزان» (3) ؛ كسى كه با دورى راه، مزارم را زیارت كند، روز قیامت در سه جا [براى دستگیرى] نزد او خواهم آمد و او را از بیم و گرفتارى آن موقف‎ها رهایى خواهم بخشید:

1- هنگامى كه نامه‏ها (ى ‏اعمال) به راست و چپ پراكنده شود،

2- کنار پل صراط 

3- کنار میزان (هنگام ‏سنجش اعمال).

 

امام رضا علیه السلام فرمود:

«من زارنى و هو یعرف ما اوجب الله تعالى من حقى و طاعتى فانا و آبائى شفعائه یوم القیامة و من كنا شفعائه نجى» (4) ؛ هر كه مرا زیارت كند در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قیامت ‏شفیع او هستیم و هر كه ما شفیع وى باشیم نجات یابد.

 

امام رضا علیه السلام فرمود:

« ... و هذه البقعة روضة من ریاض الجنة و مختلف الملائكة لا یزال ‏فوج ینزل من السماء و فوج یصعد الى ان ینفخ فى الصور» (5) ؛ این بارگاه بوستانى از بوستان‏هاى بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مى‏آیند و گروهى‏ بالا مى‏روند تا وقتى كه در صور دمیده شود.

 


پی‎نوشت‎ها:

1- عیون اخبار الرضا، ج‏2، ص‏257. 

2- بحار الانوار، ج‏100، ص ‏116.

3- وسائل الشیعه، ج‏10، ص‏433.

4- همان، ج ‏5، ص ‏436.

5- بحارالانوار، ج ‏102، ص ‏44.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390;ساعت 9:21;  توسط فاطمه;  | 

 

زائری بارانی ام ، آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم خسته ام، تنها، به دادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگی ام؛ ضامن چشمان آهوها، به دادم می رسی؟

از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند؛ گنبد و گلدسته هایت را، به دادم می رسی؟

ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی؛ پهنه آبی ترین دریا، به دادم می رسی؟

ماه نورانی شب های سیاه عمر من؛ ماه من، ای ماه من، آیا به دادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام؛ هشتمین دردانه زهرا(س)، به دادم می رسی؟

باز هم مشهد، مسافرها، هیاهوی حرم یک نفر فریاد زد: آقا به دادم می رسی؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390;ساعت 15:37;  توسط فاطمه;  | 

                                            

امامان پاک ما در ميان مردم و با مردم مي‏زيستند، و عملاً به مردم درس زندگي و پاکي و فضيلت مي‏آموختند، آنان الگو و سرمشق ديگران بودند، و با آنکه مقام رفيع امامت آنان را از مردم ممتاز مي‏ساخت، و برگزيده‏ي خدا و حجت او در زمين بودند در عين حال در جامعه حريمي نمي‏گرفتند، و خود را از مردم جدا نمي‏کردند، و به روش جباران انحصار و اختصاصي براي خود قائل نمي‏شدند، و هرگز مردم را به بردگي و پستي نمي‏کشاندند و تحقير نمي‏کردند. مي‌دانيم كه پيامبر اكرم(ص) در اخلاق نمونه بود، تا جايي كه خدايش در مقام ستايش پيامبر او را به خلق نيكو و عظيمش ياد كرده، رمز موفقيت او را نيز اخلاق ارزنده وي مي‌داند.
امامان نيز تجلي اخلاق پيامبر بودند، به گونه‌اي كه هركس آنان را مي‌ديد، بي‌اختيار به ياد رسول اكرم(ص) مي‌افتاد. حضرت رضا(ع) نيز در زندگي فردي و اجتماعي چنين بود كه خلق والاي پيامبر را حكايت مي‌كرد از او نشانه‌هايي اعجازآميز و ارزشهايي در اوراق تاريخ و بستر روزگاران، متجلي است و گواهاني راستين بر بزرگي او گواهند. گويا او آينه تمام نماي اخلاق و صفات پيامبر است.
ابراهيم بن عباس كه از ديرزمان محضر امام را درك كرده و از آن منبع فيض الهي، بهره‌ها برده بود، درباره روش اخلاقي امام مي‌گويد: «هيچ‌گاه نديدم آن حضرت، با سخن خود كسي را مورد اهانت و آزار قرار دهد و يا آن كه كلام كسي را قبل از آن كه سخن او پايان يابد، قطع كند. نياز نيازمندان را برآورده مي‌ساخت، هرگز در حضور ديگران به چيزي تكيه نمي‌داد، پاي خود را نزد كسي دراز نمي‌كرد، با خدمتكاران به نرمي سخن مي‌گفت، در جمع، با صداي بلند نمي‌خنديد و در حضور ديگران آب دهان را بيرون نمي‌انداخت.»
ابن ابي عباد، وزير مأمون، شيوه زندگي امام را چنين يادآور شده است: «حضرت علي بن موسي(ع) در تابستان روي حصير مي‌نشست و فرش او در زمستان نوعي پلاس بود، دور از چشم مردم جامه خشن مي‌پوشيد و هنگام رويارويي با مردم، لباس معمولي مي‌پوشيد تا خودنمايي به زهد، تلقي نشود.»

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اردیبهشت 1390;ساعت 17:10;  توسط فاطمه;  | 

 

 

. دانلود نقشه با کیفیت متوسط / حجم فایل: ۱.۴۱ MB

۲. دانلود نقشه با کیفیت عالی / حجم فایل: ۳.۸۵ MB

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390;ساعت 18:4;  توسط فاطمه;  |